یاسر رعنایی، فعال رسانه در یادداشتی نوشت: گردشگری در جهان امروز تنها یک فعالیت اقتصادی نیست، بلکه به عنوان یکی از مهمترین ابزارهای توسعه پایدار، دیپلماسی عمومی و تقویت قدرت نرم کشورها شناخته میشود. بسیاری از کشورها با تکیه بر ظرفیتهای گردشگری توانستهاند ضمن افزایش درآمدهای ملی، تصویر بینالمللی خود را بهبود بخشیده و جایگاه خود را در نظام اقتصادی جهان ارتقا دهند. ایران نیز به عنوان یکی از کهنترین تمدنهای بشری، با برخورداری از تاریخ چند هزار ساله، تنوع فرهنگی، میراث ملموس و ناملموس گسترده، طبیعت متنوع و فرهنگ غنی مهماننوازی، در شمار کشورهایی قرار دارد که از بالاترین ظرفیتهای بالقوه گردشگری جهان برخوردار است.
سرزمین ایران به واسطه موقعیت جغرافیایی ویژه خود، در چهارراه تمدنها و مسیرهای ارتباطی شرق و غرب قرار گرفته است. قرار گرفتن در مسیر کریدورهای مهم بینالمللی شمال ـ جنوب و شرق ـ غرب، علاوه بر اهمیت اقتصادی و تجاری، میتواند زمینهساز تبدیل ایران به یکی از محورهای اصلی گردشگری منطقه باشد. ترکیب موقعیت ژئوپلیتیکی، پیشینه تمدنی و تنوع طبیعی، ظرفیتی ایجاد کرده که بسیاری از کشورهای منطقه از آن برخوردار نیستند.
در سالهای اخیر، با وجود محدودیتهای اقتصادی و فشارهای ناشی از تحریمها، صنعت گردشگری ایران روندی رو به توسعه را تجربه میکرد. توسعه اقامتگاههای بومگردی، توجه به گردشگری روستایی و عشایری، حمایت از سرمایهگذاری در زیرساختهای گردشگری، تقویت گردشگری سلامت، معرفی مسیرهای جدید گردشگری، افزایش کیفیت خدمات و تلاش برای حضور مؤثرتر ایران در بازارهای بینالمللی، از جمله اقداماتی بود که با هدف افزایش سهم گردشگری در اقتصاد ملی دنبال میشد.
توسعه گردشگری علاوه بر آثار مستقیم اقتصادی، ارتباط مستقیمی با ارتقای کیفیت زندگی مردم دارد. ایجاد اشتغال پایدار، رونق کسبوکارهای محلی، توسعه زیرساختهای شهری و روستایی، افزایش تعاملات فرهنگی و توزیع متوازن فرصتهای اقتصادی در مناطق مختلف، از جمله دستاوردهای این صنعت است. به همین دلیل، بسیاری از دولتها گردشگری را نه یک بخش فرعی، بلکه یکی از پیشرانهای اصلی توسعه اقتصادی و اجتماعی خود میدانند.
با این حال، تجربه جهانی نشان میدهد که امنیت، یکی از اساسیترین پیششرطهای توسعه گردشگری است. بر اساس دیدگاههای مطرح در مطالعات توسعه و گردشگری، تصمیم گردشگران برای انتخاب مقصد بیش از هر چیز تحت تأثیر احساس امنیت، ثبات سیاسی و تصویر بینالمللی کشورها قرار دارد. وقوع جنگ و افزایش تنشهای نظامی، حتی در شرایطی که دامنه آن محدود باشد، میتواند آثار مستقیمی بر صنعت گردشگری برجای بگذارد.
کاهش ورود گردشگران خارجی، افزایش نگرانیهای امنیتی، کاهش سرمایهگذاری داخلی و خارجی، دشوار شدن ارتباطات بینالمللی، افزایش هزینههای حملونقل و بیمه و تقویت جریانهای رسانهای منفی علیه کشورها، از مهمترین پیامدهای جنگ بر گردشگری است. در مورد ایران نیز یکی از چالشهای مهم، تشدید پدیده ایرانهراسی است؛ تصویری که در سالهای گذشته تحت تأثیر عوامل سیاسی و رسانهای شکل گرفته و نیازمند مقابله از طریق دیپلماسی عمومی، ارتباطات بینالمللی و نمایش واقعیتهای فرهنگی و اجتماعی ایران است.
در بررسی آینده گردشگری ایران میتوان دو سناریوی متفاوت را مورد توجه قرار داد. سناریوی نخست، ادامه وضعیت تنش و استمرار جنگ است. در چنین شرایطی، طبیعی است که اولویتهای اقتصادی کشور به سمت مدیریت بحران و مسائل فوری سوق پیدا کند و گردشگری با کاهش تقاضا، محدود شدن سرمایهگذاریها و کندی اجرای طرحهای توسعهای مواجه شود. ادامه این وضعیت میتواند فاصله ایران با رقبای منطقهای مانند ترکیه، آذربایجان و برخی کشورهای حوزه خلیج فارس را افزایش دهد؛ کشورهایی که در سالهای اخیر با استفاده از ثبات نسبی، تبلیغات گسترده و سرمایهگذاری در زیرساختها، سهم بیشتری از بازار گردشگری منطقه را جذب کردهاند.
اما سناریوی دوم، دستیابی به توافق و کاهش تنشهای منطقهای است؛ شرایطی که میتواند فرصتی تاریخی برای بازتعریف سیاستهای گردشگری ایران فراهم کند. در این وضعیت، بهبود روابط بینالملل، افزایش تعامل با کشورهای جهان، تسهیل سفر گردشگران خارجی، تقویت دیپلماسی گردشگری، توسعه بازاریابی بینالمللی و اجرای برنامههای مؤثر برای مقابله با ایرانهراسی، میتواند تصویر واقعی ایران را به جهان معرفی کند.
ایران در صورت ایجاد فضای باثبات، ظرفیتهای متنوعی برای تبدیل شدن به قطب گردشگری منطقه دارد. وسعت سرزمینی و چهارفصل بودن کشور، یکی از مهمترین مزیتهای رقابتی ایران است. در حالی که بسیاری از کشورها تنها در دورههای محدود سال امکان جذب گردشگر دارند، ایران میتواند در تمام فصول سال مقصد گردشگری باشد؛ از سواحل گرم خلیج فارس و دریای عمان تا جنگلهای شمال، از کویرهای مرکزی تا مناطق کوهستانی البرز و زاگرس.
توسعه گردشگری دریایی و ساحلی در سواحل شمالی و جنوبی کشور نیز ظرفیت بزرگی برای رشد اقتصادی دارد. سرمایهگذاری در زیرساختهای ساحلی، ایجاد مراکز تفریحی دریایی، توسعه بنادر گردشگری و استفاده از ظرفیت جزایر و مناطق ساحلی میتواند ایران را به یکی از مقاصد مهم گردشگری دریایی در منطقه تبدیل کند.
در حوزه گردشگری سلامت نیز ایران از مزیتهای قابل توجهی برخوردار است. توان علمی و پزشکی کشور، هزینههای رقابتی خدمات درمانی و وجود ظرفیتهای طبیعی مانند چشمههای آبگرم معدنی، بهویژه در دامنههای سبلان، فرصت ارزشمندی برای جذب گردشگران سلامت از کشورهای عربی، حوزه خلیج فارس و کشورهای همسایه فراهم کرده است.
همچنین گردشگری فرهنگی و تمدنی، یکی از مهمترین مزیتهای ایران است. زندگی عشایری، آیینهای سنتی، اقامتگاههای بومگردی و تنوع فرهنگی مناطق مختلف کشور میتواند برای گردشگران فرهنگی اروپا جذاب باشد. از سوی دیگر، بناهای تاریخی، شهرهای کهن و میراث تمدنی ایران از دوران باستان تا دوره اسلامی، ظرفیت ویژهای برای جذب گردشگران شرق، بهویژه چین، دارد؛ گردشگرانی که علاقهمند به شناخت تمدنهای تاریخی و مسیرهای فرهنگی جهان هستند.
در نهایت، آینده گردشگری ایران بیش از هر زمان دیگری به پیوند میان امنیت، توسعه و روابط بینالملل وابسته است. گردشگری زمانی میتواند نقش واقعی خود را در افزایش تولید ناخالص داخلی، ایجاد اشتغال و توسعه مناطق مختلف ایفا کند که در کنار سیاستگذاری هوشمندانه، از فضای امن و ارتباط سازنده با جهان برخوردار باشد.
ایران کشوری با تمدنی بزرگ، طبیعتی متنوع و فرهنگی غنی است که از گذشتههای دور تا امروز، یکی از کانونهای مهم شکلگیری تمدن بشری بوده است. اگر فرصت صلح و ثبات فراهم شود و سیاستهای توسعهای با رویکردی نوین دنبال شود، صنعت گردشگری میتواند از یک ظرفیت مغفول به یکی از مهمترین موتورهای رشد اقتصادی و فرهنگی ایران در آینده تبدیل شود؛ مسیری که نه تنها تصویر ایران را در جهان اصلاح خواهد کرد، بلکه کیفیت زندگی مردم و جایگاه کشور در اقتصاد منطقه را نیز ارتقا خواهد داد.
انتهای پیام/
نظر شما